خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
محتملترین نقطه برای آغاز جنگ جهانی سوم کجاست؟
«فرماندهان ارشد ارتش آزادی بخش چین بارها تاکید کرده اند که اگر تایوان بخواهد با تحریکات غرب، اعلام استقلال کند، چین در حمله نظامی به آن تردیدی نخواهد کرد.»
، پس از آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ میلادی بود که بسیاری از ناظران و تحلیلگران حوزه سیاست بین الملل از قریب الوقوع بودنِ آغاز جنگ جهانی سوم سخن گفتند. استدلال اصلی آن ها نیز این بود که پیشروی ناتو در اوکراین و گرایش و حرکت این تشکیلات نظامی غربی به سمت شرق، حامل تهدیدات جدی و اساسی برای روسیه و بلوک قدرت های شرقی است و همین مساله انفجار جنگ جهانی سوم را اجتنابناپذیر می کند.
با این همه، واقعیت این است که قدرت های غربی با علمِ به تبعات وخیم درگیری با روسیه و قدرت های شرقی، به نوعی منفعت خود را در درگیری نیابتی و نَه مستقیم با روسیه دیدند. موضوعی که تا حد زیاید شانس و احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را نیز تضعیف کرده است. با این همه، شماری از تحلیلگران عرصه سیاست بین الملل نظیر پروفسور "جان میرشایمر" استاد علم سیاست دانشگاه شیکاگو بر این باورند که یک نقطه دیگر در جهان وجود دارد که می تواند سرآغازی برای شروع جنگ جهانی سوم باشد.
این منطقه نیز تایوان و منازعات چین و غرب با محوریت آن است. چین سال هاست که به صراحت اعلام کرده تایوان بخش جدایی ناپذیر خاک چین است که پس از وقوع انقلاب کمونیستی در چین در اواخر دهه ۱۹۴۰ میلادی و فرار مقام های ارشد حکومت اسبق چین به این جزیره(تایوان)، از سرزمین مادری(چین) دور افتاده و هیچ چشم اندازی الا الحاق به چین نیز پیش روی آن قرار ندارد. در این رابطه، فرماندهان ارشد ارتش آزادیبخش چین نیز بارها تاکید کرده اند که اگر تایوان بخواهد با تحریکات غرب اعلام استقلال کند، چین در حمله نظامی به آن تردیدی نخواهد کرد.
البته که برخی منابع رسانه ای و تحلیلی نیز تاکید دارند که یکی از دستورکارهای محوری "شی جین پینگ" رئیس جمهور کنونی چین در دوره حضورش در قدرت، الحاق مجدد تایوان به خاک چین است. جان میرشایمر استاد علم سیاست بر این باور است که تایوان از یک منظر می تواند نقطه آغاز جنگ جهانی سوم در عرضه نظام بینالملل باشد آن هم این است که اساسا قدرت های نوظهور، خیزش جهانی خود را از محیط پیرامونیشان آغاز می کنند و قدرت های مستقر در نظام بین الملل نیز اگر طالب آن هستند که مانع از تحقق این گزاره شوند، بایستی در همان محیط پیرامونی، قدرت های نوظهور را مشغول نگه دارند.
از این رو، تایوان از ظرفیت های بالقوه بیشماری برای کلید زدن یک جنگ جهانی جدید در دنیا برخوردار است. در شرایط کنونی نیز گاه و بیگاه شاهدیم که ارتش چین در مجاورت جزیره تایوان اقدام به برگزاری مانورهای دریایی و یا هوایی می کند و پیام های روشنی را به تایپه می فرستد. در جبهه مقابل نیز مقام های ارشد آمریکایی به صراحت از تایوان حمایت و کمک های مالی و تسلیحاتی خود را به آن به نحو چشمگیری افزایش داده اند.
این اقدامات واشینگتن در شریاطی انجام می شوند که دولت آمریکا چند دهه قبل به طور رسمی تعهد خود به سیاست "چین واحد" را اعلام کرده است. سیاستی که در قالب آن، دولت ها متعهد می شوند که دولت چین و نَه تایوان را به مثابه نماینده اصلی ملت چین مورد شناسایی قرار دهند. معادله ای که به خوبی نشان می دهد تا چه اندازه غربی ها در مواجهه با اصول و مقررات بین المللی و البته تعهدات خود، رویکردهای توام با نفاق و دورویی را اتخاذ می کنند.
ارسال نظر